مطالب و شعرهایی رو که توی وبلاگ قرار می دم ، شاید عده ای اصلا حوصلشون نشه بخونن ، اما پیشنهاد می کنم اگر نمی خواید کمی روی این مطالب تفکر داشته باشین ، حداقل یک بار بخونیدش ، به هر حال ما برای اهلش می نویسیم . امیدوارم اهلش نهایت استفاده رو ببرند .

 

می سزد کز نفس روح خدا یاد آرم           /             و ز ایثار تمام شهدا یاد آرم

ای ، جهان پر شده از نعره گلگون شما       /      برج ها سر به فلک می کشد از خون شما

برج هایی که به سر مطبخ گردون دارند       /        و به غارت شدگان قصد شبیخون دارند

چیست این تندر وحشت که به راه افتاده است ؟  /   شعله حرص گروهی به رفاه افتاده است

ناله شب زدگان را چه کسی مسئول است  ؟   /    گزمه آیا به پرستاری شب مشغول است ؟

اسب این قوم مرفه به کجا می تازد ؟      /      جز شکم بارگی ای دل به چه می پردازد

ازکجا آمده این قوم که غرب آئین است؟   /   این عروسی که به شب بردر صدکابین است

نقدها را اگر امروز عیاری گیرند           /            همه فلسفه بافان پی کاری گیرند

غرب در فلسفه ی سر به گریبانی ماست    /      توسعه ، توسعه ی بی سر و سامانی ماست

گر نه این است چرا تکیه به گندم دادند ؟      /       از تنور ، آتش پرهیز به مردم دادند ؟

ذات آبادی این شهر خراب است ای دل   /    شهر در قبضه فرهنگ سراب است ای دل

وه که این شهر عجب حال و هوایی دارد       /           نقش هر پرده که زد راه به جایی دارد

راه گم کرده نداند ره پس از ره پیش      /        به کجا می رود این قافله غرب اندیش ؟ !

غربت و غرب و غروب از پی هم می آیند      /      آب در هاونِ بی حوصلگی می سایند

غربیان را اثر از مهر و مروت نبود         /          باور غرب به جز نفی نبوت نبود

غرب ، مردان سیاست زده می خواهد و بس   /     کل عالم را یک دهکده می خواهد و بس

ساز انصاف دراین پرده زکوک افتاده است      که به پیشانی دین چین وچروک افتاده است

پاس ناموس در این پرده تجمل دارد        /         نقش جوراب زنان هم گل و بلبل دارد

هرکه مرد است به هنگامه به پا می خیزد       /         خواب را از سبد پرده فرو می ریزد

هرکه مرد است به هنگامه خطر می جوید        /       دیده را با گهر اشک فرو می شوید

این سفر چون شهدا خیمه به خون باید زد       /       پای در عرصه اصحاب جنون باید زد

یاد باد آنکه به آشوب سفر می کردید        /         تیر اگر می آمد ، سینه سپر می کردید

یاد باد آنکه به شب زمزمه سر می دادید         /         ذکر یا فاطمه یا فاطمه سر می دادید

شیر مردان رها گشته ! علم برگیرید         /         لوح محفوظ غریب است ، قلم برگیرید

بنویسید که اسلام غریب است هنوز . . .

 

 

کپی برداری همراه با ذکر منبع بلامانع است .